مسیر جاری:

خانه زندگی نامه بزرگان اولیاء ا... عارفانه از حضرت آیت الله بهجت
عارفانه از حضرت آیت الله بهجت PDF چاپ نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 11
بدخوب 
جمعه ۱۰ تیر ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۵۹


مختصری از زندگی نامه
آیت الله بهجت

ولادت و حیات
اواخرسا ل ۱۳۳۴هجری قمری صدای گریه ی نوزادی برخاست که اورا محمد تقی نام نهادند.پدری سوخته دل و اهل محبت اهل بیت (ع)داشت که اشعار ی نیز می سرود. محمد تقی کودکی خود را تحت تربیت چنین پدری سپری نمود و تحصیلات ابتدایی را در فومن به پایان رسانید.از همان کودکی تفاوت او از سایر کودکان آشکار بود واز بازیهای بچه گانه همچون بزرگان کناره می گرفت.
حدود چهارده سال از عمر شریفش می گذشت که برای ادامه تحصیلات به دیار حضرت عشق ،حسین(ع)،کربلای معلا رهسپار شد.کتب فقه واصول را نزد اساتید آن دیار خوانده و علاوه بر آن به تهذیب و تزکیه نفس نیز می پرداخت. پس از تکمیل دروس و تربیت نفس و طی منازلی از عرفان در سا ل ۱۳۲۴هجری شمسی به ایران مراجعت کرده چند ماهی را در فومن می گذراند و سپس راهی قم می شود.در قم اخبار رحلت اساتیدش یکی پس از دیگرش به او رسید و ازمراجعت مجدد به کربلا ناامید شده ودر قم رحل اقامت نهادند.
مدتی نیز در قم به تحصیل علوم عالی فقه و دین پرداخته وچهل سال نیز دروس خارج فقه را تدریس نمودند.

رحلت
روز مرگم نفسی رخصت دیدار بده تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم
و سرانجام دوران اسارت نفسی کامل در حجاب جسم به سر آمد و به سوی لقای حضرت دوست روی نمود، وَه که شیرین است لحظه ی وصال عاشق و معشوق، عاشقی فانی در معشوق.
نقل است که روزی لیلی به مجنون سلام کرد ومجنون پاسخ نداد.نوبت بعد لیلی پرسید که چرا پاسخ سلام مرا ندادی؟
مجنون گفت:آن موقع من در ذات تو و در لیلایی تو فانی بودم و سلام تو را نمی دیدم وتنها تو بودی، نه سلام تو، من هم در تو فانی بودم و نبودم تا پاسخ گویم!
این است گو شه ای از شیرینی عشق بهجت به خالق!
این لحظه مصادف بود با یکشنبه، ۲۷اردیبهشت ۱۳۸۸ه.ش برابر با ۲۲جمادی الاول۱۴۳۰ ه.ق.


خاطرات وکرامات
احترام به مقام پدر
در ایامی که در نجف حضور داشتند، به دلیل جوّ بد این شهر نسبت به سیر و سلوک وعرفان، خبر بردند به پدرشان که :چه نشسته ای؟ پسرت در کلاس درویشان وصوفیان حاضر می شود و نزدیک است که گمراه شود!
پدرشان که از صدق و راستی طریق میرزای قاضی (رحمه الله علیه)بی خبر بودند، نامه نوشتند که:راضی نیستم در کلاس اینها شرکت کنی و حتی راضی نیستم در نمازت یک مستحب به جای آوری! فقط به واجبات بپرداز واز این مسیر ها دوری کن!
این نامه به دست ایشان رسید و از آن پس ایشان موقتاً جلسات میرزای قاضی را ترک کردند و نماز ها را هم بدون مستحبات می خواندند.روزی یکی از دو ستانشان پرسید:چرا اینقدر زود نمازت تمام می شود؟می فرمایند:
((امر پدرم است.))
دوستشان می گوید:او که اینجا نیست که نماز تو را ببیند!می فرماید:((او نیست، ولی دستورشان پا برجاست واطاعت از آن نیز واجب است!)) این قضیه می گذرد تا اینکه خبر فوت پدر، به ایشان می رسد و ایشان از طرفی برای از دست دادن پدر ناراحت می شوند و از طرفی از اینکه دوباره می توانند نزد میرزای قاضی بروند خوشحال. 




موت اختیاری
حضرت امام(ره)فرموده بودند:((آقای بهجت در همان دوره ی طلبگی صاحب مقام موت اختیاری بودند!))
یک بار هم یکی از دوستانشان «گویا شیخ عباس قوچانی بودند» با اصرار تمام از ایشان خواسته بود تا برخی از عنایات خداوندی به ایشان را نام ببرد.حضرت آیت الله بهجت چندین مورد نام بردند که آن ولیّ الهی تنها چند نمونه از جمله همین موت اختیاری را افشا کرده بودند.
لازم به تذکر است که موت اختیاری مقامی است که در آن سالک می تواند به اراده خود از جسم منصرف شده و به عوالم بالای روح صعود نماید وپس از کسب معارف عالم بالا دو باره به جسم باز گردد. بدون اینکه جسم در این مدت به مرگ دائم بیفتد.این مقام برای یک طلبه که معمولاً در ابتدای مسیر سلوک به سر می برد مقام بالایی است که نشان از پیشرفت سریع روحی ایشان دارد.

سابق چشم برزخی نداشته ها را مسخره می کردند!
یک بار ایشان در کنایه و پوشیده به شاگردان فرمودند:((امروز نمی دانم چه به حال حوزه ها آمده است؟ سابق که ما طلبه بودیم، اگر در حوزه ها ، بویژه حوزه نجف طلبه ای چشم برزخی نداشت او را مسخره می کردند!))
(می توان فهمید که خودشان نیز صا حب این مقام بودند که برای یک طلبه ی جوان مقام خوبی است.)
چشم برزخی!
تعجب از این است که چرا عموم مردم مقام انسان و حقیقت خود را نشناخته ومقام عارفی کامل چون بهجت را بر چشم برزخ بین متوقف می دانند؟!مقامی که درویشان ومرتاضان هندی نیز به آن دست می آبند و عالمی که محل تردد شیطان نیز هست! عارف را مقامی است که تمام اهل برزخ از جنّ ومَلَک قدرت تصور بر آن رانیز ندارند! عارف می بیند با چشم توحیدی، یعنی چشمی که در عالم توحید می بیند وبس! این به معنای نفی داشتن چشم برزخی عارف نیست! بلکه عرض می شود چشم برزخ بین یکی از مراتب تماشای عارف است بر عالم هستی. نباید مقام عارف را بر برزخ متوقف نمود و از حقیقت مقام انسان که جانشینی خداوند است غافل شد.
رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند بنگر که تا چه حد است مقام آدمیت  

حضرت علامه حسن زاده آملی نیز می فرمایند:
«همه گویند:خدا کو؟
حسن گوید:جز خدا کو؟
همه از من دلیل توحید خواهند و من از ایشان دلیل کثرت!»
یعنی عارف عالم را به چشم «نیستِ ، هست نما» می بیند و وجود را در تمام موجودات از منبع وجود، یعنی خداوند لایزال که لحظه به لحظه در حال دادن فیض وجود است به عالم و خداوند نیز فیّاض عَلَی الدّوام و جواد مطلق است.یعنی اگر لحظه ای از موجودی نظر برگرداند و به او توجه نکند و فیض وجود ندهد به عدم خواهد رفت! این اولین نعمت خداوند است به موجودات که:(تو هم باش!) این است نگاه عارف از عالم وحدت به عالم کثرت.
در اینجا بدین دلیل به این مسئله اشاره شد که داستانهای دیده ی برزخی حضرت آیت الحق، عارف کامل محمد تقی بهجت در بین عموم، بسیار مشهور گشته است و اکثراً انگشت حیرت بر دهان، از مقام والای حقیقت انسان غافل شده اند.
اطاعت امر پدر واجب است!
حجت الاسلام فهری نقل می کنند:
بنده در قم ساکن بودم و پدرم که ایشان نیز روحانی بودند در تهران بودند.روزی از من خواستند که به تهران روم و دو هفته به جای ایشان در مسجد نماز بخوانم.من که این کار برایم مشکل بود ابتدا قبول نکردم و سپس تصمیم بر این شد که نزد آیت الله بهجت رفته و استخاره بگیرم.نزد ایشان رسیدم و قرآن را برده و عرض کردم:آقا یک استخاره بگیرید.
ایشان بدون اطلاع از موضوع به بنده فرمودند:((استخاره لازم نیست،اطاعت امر پدر واجب است!))من تعجب کردم ولی باز هم به استخاره اصرار داشتم.ایشان استخاره کردند و فرمودند:((همان که گفتیم،اطاعت امر پدر واجب است!))
سلامٌ علیکم!
یکی از طلبه های پاکدامن و ارادتمند ایشان می گوید:
من زیاد به زیارت آقا می رفتم و چون ایشان زود از بین جمعیت عبور می کردند و به سمت مسجد می رفتند و این کار را همیشه با سری به زیر افکنده انجام می دادند، با خرده گرفتگی از خود می پرسیدم:که چرا ما همیشه به ایشان احترام بسیار می گذاریم وایشان که عارف اند کم توجهی کرده و زود می گذرند وبه مسجد می روند؟  
یک بار هم که ایستاده بودم ومثل همیشه منتظر آمدنشان، همین افکار از ذهنم می گذشت وبا بی ادبی با خود گفتم:
اصلاً چرا یک بار ایشان به من احترام نمی گذارد؟مگر ما بنده ی خدا نیستیم؟در همین فکر بودم که ناگهان تشریف آوردند ومن با دیدن ایشان افکار خودرا فراموش کرده و دوباره منتظر رد شدنشان شدم.ایشان همانطوربا سری پایین آمدند وهمین که به بنده رسیدند، قبل از اینکه من چیزی بگویم،ایستادند و سرشان را بالا آورده و مرا نگاه کردند وفرمودند:((سلامٌ علیکم!)) ودوباره سر را زیر انداخته ورفتند.من هم ماتم برده بود و از فکرم نیز شرمنده بودم.
اسمش را محمّد حسن بگذارید
حضرت آیت الله مصباح یزدی نقل می کنند:روزی برای خداحافظی از استادم، حضرت آیت الله بهجت جهت مسافرت، به خدمتشان مشرف شدم وایشان دعا کردند وفرمودند:((خداوند در این ماه پسری به شما می بخشد، اسمش را محمد حسن بگذارید.))
این در حالی بود که حضرت آقا به هیچ وجه از بارداری همسر من خبر نداشته ولذا طبیعتاً نمی دانسته که فرزند پسر تشخیص داده شده یا دختر!
وچنین نیز شد و در شب ولادت امام حسن مجتبی(ع)در ماه مبارک رمضان خداوند به ما پسری بخشید که طبق فرموده استاد او را محمّد حسن نام نهادیم.


می خواهی بگویم؟!
یکی از اساتید اخلاق در جایی نوشته اند:
روزی حضرت آیت الله بهجت به بنده فرمودند:((فلانی، می خواهی هر چه که از اول عمرت تا حال انجام دادی وهر چه از حال تا آخر عمرت روی خواهد داد را برایت بگویم؟!!))
ازاین شیرین کاریها نداشتیم !
روزی قبل از آمدن حضرت آیت الله میرزای قاضی به جلسه، شاگردان منتظر نشسته بودند ودر این میان حضرت آیت الله بهجت که آنزمان طلبه ای جوان بود به سایرین گفت:((می خواهید بگو یم الان آقای قاضی چه می کنند؟))
وچون چشم شهودشان باز بود شروع کردند به گفتن :مثلا آقا الان لباس پوشیدند والان در راه اند و الان فلان جا هستند وتا چند ثانیه دیگر وارد می شوند وهمین طور هم شد.همین که حضرت آیت الله قاضی وارد شدند رو کردند به ایشان و با عتاب فرمودند:((از این شیرین کاریها نداشتیم ها آقا محمد تقی!))
اگر نرسیده اند نیایند!
نقل است که یک بار عده ای از طلّاب تقاضای دیدار خصوصی با حضرت آقای بهجت کردند و اجازه خواستند.حضرت آقا فرمودند:((چند وقت است طلبه اند؟)) عرض شد مثلاً:((چند سالی می شود .)) فرمودند:
((اگر به طی الارض نرسیده اند نیایند!))
(یعنی اگر مقداری از مسیر سلوک را طی نکرده اند و به مقامات ابتدایی نرسیده اند نیایند.)
همان که درخواب گفتم!
برای شخصی شبُهَات فقهی و احکام که در زندگی اش تأثیر گذار بود بوجود آمده بود و او راهی قم شد تا شخصاً از حضرت آقای بهجت سوال نماید. شب در جایی اقامت می کند تا فردا به دیدار ایشان رود.در عالم رؤیا آقا را می بیند و شبهات را مطرح کرده وحضرت آیت الله بهجت نیز پاسخ می دهند.وقتی بر می خیزد شک می کند که آیا این رویا صادقه بود یا خیر؟به محضر حضرت آقای بهجت مشرّف می شود وهمین که می خواهد چیزی بگو ید،آقا می فر ما یند: ((جواب همان بود که در خواب گفتم، نیازی به سوال نیست!))
عدالت بین فرزندان
یکی از روحانیون که به درس اخلاق آیت الله بهجت حاضر می شدند نقل می کنند:یک شب دختر کوچکترم را نوازش کردم و بوسیدم ودختر دیگر که بزرگتر بود و در خواب بود نبوسیدم.البته لحظه ای از ذهنم گذشت که نکند بیدار باشد وناراحت شود؟
ولی به هر حال گذشتم و او را نوازش نکردم .فردا صبح که خدمت آقا رسیدم بعد از سلام به بنده فرمودند:((ان شاءالله تساوی بین فرزندان را که رعایت می کنید، بله؟!))
برو بیدار می شوی !
حضرت آیت الله عبدالقائم شوشتری نقل می کنند: 
یکی از دوستانم برایم تعریف کرده که :من برای نماز شب نمی توانستم بیدارشوم ولی خیلی علاقه به خواندن نماز شب بودم. خدمت آیت الله بهجت رسیدم و عرض کردم: آقا جان، من خیلی دوست دارم نماز شب بخوانم، اما بیدار نمی شوم.ایشان فرمودند:((چه ساعتی می خواهی بیدار شوی؟))
عرض کردم:سه، فرمودند:((برو ان شاءالله بیدار می شوی)) وچنین شد واز آن شب، همیشه ساعت ۳بیدار می شوم، حتی اگر خسته باشم ویا حتی مثلاً ساعت ۲ خوابیده باشم!



بله می شود!
یکی از ارادتمندان می گوید:
روزی به همراه یکی از دوستانم به کلاس درس حضرت آیت الله بهجت رفتیم.در بین درس من چون ازدواج نکرده بودم در ذهنم سوال شد که:آیا می شود در نماز دعا کنم که خدا به من همسری نیکوکار هدیه کند؟بلافاصله آقا بحث را عوض کردند و فرمودند:
((بله، می شود انسان در نماز دعا کند:((اَلّهُمَّ الرٌزُقنی زَوُجَةَ صالِحةَ))و یا حتی بگوید:((الهُمَّ الٌرزُقنی وَلَداً بارّاً))
دعای اول یعنی خدایا همسری صالح روزیم کن و دعای دوم یعنی خدایا فرزند نیکوکاری روزیم کن.بعد از جلسه من ماجرای خود را برای دوستم نقل کردم و او نیز با تعجب گفت:((اتفاقاً دعای دوم برای من بود!من در ذهنم گذشت: حالا که ازدواج کردم و فرزند نیز می خواهم، می شود از خداوند چنین طلبی نمایم یا خیر؟که حضرت آقا گویا پاسخ هر دویمان را دادند!))
مگر پول نمی خواستی؟
یکی از طلاّب نقل می کند:
سالی برای تبلیغ به گیلان می رفتم، مخارج خانواده را تأمین کردم ولی خرج خودم را نداشتم تا به گیلان برسم.به حرم حضرت معصومه(س)رفتم و کمی گلایه کردم.بعد هم برای نماز به مسجد آیت الله بهجت رفتم.پس از نماز ایشان به بنده اشاره کردند و فرمودند:(( با من بیایید!))من همراه ایشان به سمت منزلشان رفتم و فرمودند:((همین جا باشید تا برگردم.))بعد آمدند و دویست تومان که آنزمان پول زیادی بود را برایم آوردند.من ابتدا گفتم:آقا، این دیگر چیست؟ فرمودند:((مگر پول نمی خواستی؟))
عرض کردم:این زیاد است.فرمودند:((نه، چند نفر دیگر هم نیاز دارند و باید آنها را هم کفایت کند.))
من خوشحال شدم و به سمت تهران راه افتادم تا از آنجا به گیلان بروم.در ایستگاه دیدم چند نفر دیگر از دوستان نیز هستند که آنها هم می خواهند به گیلان بروند و آنها هم پول نداشتند و نگران بودند.من گفتم:ناراحت نباشید که پول رسیده است!بعد راه افتادیم و اتفاقاً به گیلان که رسیدیم۲۰۰تومان هم تمام شد.
به فلان آقا مراجعه کنید
یکی از سادات نقل می کند:
روزی خدمت حضرت آیت الله بهجت مشرف شدم و به ذهنم آمد که در مورد شجره نامه سیادتمان سوأل کنم که آیا درست است یا خیر.همین که خواستم چیزی بگویم،فرمودند:((اگر در شجره نامه مشکل دارید به فلان آقا مراجعه کنید!))

مکاشفه در حرم علّی بن موسی الرضا(علیه السلام)
حجت السلام سید عباس موسوی تقل می کنند:
یکی از اولیا الهی به بنده فرمودند:در یکی از سفرهای حضرت آیت الله بهجت به مشهد مقدس، اول صبح وقتی ایشان به حرم وارد می شوند و نگاهشان به گنبد مطهر می افتد،در حال مکاشفه حضرت امام رضا(علیه السلام)را در کنار گنبد در حالی که در جایگاهی نشسته اند می بینند.همان وقت حضرت مسیح(ع)و حضرت مریم(ع)از آسمان خدمت حضرت مشرف می شوند و فهرستی را به امام می دهند و عرض می کنند:
((این اسامی حاجتمندان مسیحی عالم است، آیا اجازه اجابت می دهید؟))
حضرت رضا(ع)در پای لیست امضاء می کنند و آن را به حضرت عیسی(ع)می دهند.))
نمی دانند چه خبر است!
حضرت آیت الله فاطمی نیا نقل می کنند:
روزی در مشهد مقدس در محضر ایشان نشسته بودیم که شخصی آمد و از حال و هوای حرم گفت و اینکه چقدر شلوغ است و... و رفت.بعد حضرت آقای بهجت رو به بنده کردند و فرمودند:
((بندگان خدا به حرم می روند و شلوغی ها را می بینند و نمی دانند آنجا چه خبر است!))


شفای سرطانی
حضرت آیت الله فاطمی نیا می فرمایند:
روزی آقا را به بالای سر یک مریض سرطانی می برند که پزشکان قطع امید کرده بودند،آقا اشاره ای می کنند و می فرمایند:((چیزی نیست، خوب می شوید.)) و بیمار در دم شفا می آبد! این خبر به گوش برخی از شاگردان نزدیک می رسد و یکی از شاگردان فردای ماجرا از آقا می پرسند:
آقا ما شنیدیم شما دیروز فلان بیمار سرطانی را شفا دادید،درست است؟حضرت آقای بهجت در ابتدا کتمان کرده و با عتاب به شاگرد می فرمایند:
((شما اصلاً چکار به این کارها دارید؟مگر خودتان درس و بحث و تهذیب ندارید؟بروید به کار خودتان بپردازید!))
مژده ی نزدیکی ظهور
حضرت آیت الله بهجت در پاسخ به سولاتی در مورد نزدیکی وقت ظهور فرموده بودند: ((بنده تاکنون به جوانها مژده می دادم که ایام ظهور حضرت را مشاهده می کنند، ولی حالا به پیرها نیز مژده درک ایام ظهور را می دهم!!!))
در جایی دیگر نیز فرموده بودند:«دیگر منتظر آشکار شدن نشانه های نزدیکی ظهور حضرت نباشید،چرا که تمام آنها محقق شد و فقط منتظر علائم حتمی ظهور که وصل به ظهوراند بمانید» که از جمله آنها:ظهور دجّال، قیام سیّد خراسانی و...است .
اواخر عمر هم وقتی شاگردان از ایشان در مورد ظهور می پرسند، می فرمایند:«منتظر شروع اتفاقات از یمن باشید که با شروع آن، (مقدّمات) اتّفاقات ظهور آغاز می شود!».))
گر چه وقت دقیق ظهور را نمی توان پیش گویی نمود و امری محال است.ولی طبق روایات و فرمایش اوتاد اولیاء الهی می توان گفت:که ایام ظهور حضرت بقیة الله الاعظم(ارواحنا فداه)بسیار نزدیک است! اولیاء خدا هم مثل آیت الله بهجت وقت دقیق برای ظهور اعلام نکردند و طبق علائم، فقط آنرا بسیار نزدیک دانسته اند. 

علیک بالمؤخرّات!
روزی ایشان از یکی از طلبه ها می پرسند: « چه می خوانید؟» پاسخ می دهد: مقدّمات. ایشان می فرمایند: « علیک بالمؤخّرات!»

ویژگی های اخلاقی
زهد و ساده زیستی
در مدت حدود۵۰سال سکونت در قم تنها منزلشان حدود۶۰-۵۰متر بوده و تنها چند اتاق کوچک داشت که آن هم در اوج سادگی بود.
نماز و عبادت
نماز این بزرگ مرد الهی که همگان تنها ظاهر آنرا می دیدند نشان از باطنی عمیق از معراج روح بلندش داشت.
گفتمش در حین وصل این ناله و فریاد چیست گفت ما را جلوه معشوق بر این کار داشت
در نمازم خم ابروی تو بر یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد
تمام وجودشان فانی در نماز بود و ذکر خداوند هیچ گاه از زبانشان نیفتاد.می فرمودند:
((اگر شاهان عالم می دانستند ما چه لذتی از این نماز میبریم، ظلم و ستم را رها کرده و به سمت نماز می شتافتند!))
نهی از تکبّر حتی در جنگ با دشمن
روزی پس از عملیات فتح المبین گروهی از فرماندهان جنگ خدمت آقا رسیدند و عرض گزارش کردند.یکی از آنها با غرور توضیح داد که:اینقدر خاک گرفتیم و اینقدر مهّمات و اینقدر کشتیم و...و فقط صدام مانده که... بحث که به اینجا رسید ناگهان آیت الله بهجت فرمودند:
((از کجا معلوم که هر کدام از ما خود یک صدام نباشیم؟!))

توجه به مستحبات و مکروهات
ایشان می فرمودند:
شخصی گفت:چرا عالمان گذشته اینقدر صاحب کرامت بودند، ولی حالا عالِم بی کرامت اینقدر زیاد است؟گفتند:
((چون آنها فقط یک واجب داشتند و یک حرام! ولی حالا یک واجب دارند، یک حرام، یک مستحب، یک مکروه و یک مباه. سابق مکروه و مباه را بر خود حرام می کردند و مستحب را هم جزو واجبات می بردند.))

برای بازی نیامده ایم!
حضرت آیت الله سید عبد الکریم کشمیری می فرمایند:
روزی از جلسه درس با دوستان در نجف بیرون آمده بودیم و گرم صحبت و(کمی بی توجهی)بودیم.دیدم کسی که عبا بر دوش داشت آمد و در گوش من فرمود:
((ما لِلَّعٌبِ خُلِقنا))((یعنی ما برای بازی و بیهودگی و غفلت آفریده نشده ایم.))
این حرف او آتشی به جانم زد و مرا به خود آورد.ایشان حضرت آیت الله بهجت بودند.
نکته اینکه این جمله آیت الله بهجت عین عباراتی بود که حضرت یحیی(ع)در کودکی به هم سن و سالانش فرموده بودند.


شاگردان واساتید

اساتید
از جمله اساتید دروس ایشان که البته تاثیراتی نیز در پرورش معنوی ایشان داشتند می توان به:
حضرت آیت الله شیخ مرتضی طالقانی، حضرت آیت الله نائینی، حضرت آیت الله سید ابوالحسن اصفهانی، آقا ضیاء عراقی، حاج شیخ محمد حسین غروی اصفهانی وحضرت آیت الله بروجردی(علیه الرحمه) اشاره نمود. 
استاد عرفان ایشان و یگانه مربّی روح مطهرشان، سید العارفین، وصلح کُل، حضرت آیت الله میرزا علی آقای قاضی(قدس الله)بودند وچه خوش پرورش دادند نفس مستعد ایشان را.
شاگردان
شاگردان دروس فقه واصول ایشان بسیار اند، اما از جمله خوشه چینان خرمن توحید وعرفانش می توان به:حضرت آیت الله مصبا ح یزدی، حضرت آیت الله فا طمی نیا، حضرت آیت الله کا ظم صدیقی، حضرت آیت الله امجد و...اشاره نمود.


نظرات،نصایح،فرمایشات
-فرمودند:چه کنم که قلمی آن اندازه توانا نیست تا بتواند هر آنچه در قاضی بوده را بنویسد!
-صلوات زیاد بفرستید تا دیگر اثری از خشم و عصبانیت در شما نباشد.
-بارها گفته ام و دگر بار هم می گویم،هر کس بداند،اگر ذکر خدا بگوید خدا همنشین اوست.
-یک چیز به شما می گویم که هر جا بروید همین است و جز این نیست:((بروید گناه نکنید.))
-با کسی نشست و برخاست کنید، همین که او را دیدید به یادخدا و به یاد طاعت خدا بیفتید.
-بعضی می گویند: التماس دعا، می گوییم برای چه؟درد را بیان می کنند، دوا را معرفی می کنیم، به جای تشّکر و به کار بستن باز می گویند:((التماس دعا!)).باید از عمل نتیجه بگیریم.
-آقایانی که طالب موعظه هستند از ایشان سوأل می شود:آیا به موعظه هایی که تا به حال شنیده اید عمل کرده اید؟
-اگر کسی طالب معرفت باشد و در این طلب کوشا باشد، در و دیوار به اذن الله استادش خواهد شد والاّ پیامبر هم در آنها اثر نخواهد گذاشت، چنانچه در ابولهب اثر نکرد.
-آمده ایم تا با خوب زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
-برخی تقاضای نصیحت دارند، می گوییم اگر بنا از نصیحت آن است که بگوییم و بشنویم تا دگر بار بگوییم و بشنویم و مانند کسانی که:
پی مصلحت مجلس آراستند نشستند و گفتند و برخاستند  
ما معذوریم.ولی اگر بنا بر عمل است، بدانید که راه نجات در یک حرف است و آن یک حرف اینکه:
«به هر آنچه که می دانید عمل کنید،این تمام راه عرفان است!»
دل گفت مرا علم لَدُنّی حوس است
تعلیمم کن گر که تو را دسترس است
گفتم که الف ،گفت دگر؟گفتم هیچ
در خانه اگر کس است، یک حرف بس است!
-هر کس به آنچه که می داندعمل کند خداوند آنچه را که نمی داند به او می آموزد.
-اصلاح امور انسان به اصلاح عبادت و در رأس آن نماز است.


منابع:ستارگان سپر سلوک،علی قاسمی
در محضر افلاکیان،گروه تحقیقاتی ا لغدیر
گوهر های حکیمانه،مهدی عاصمی
پرسشهای شما و پاسخ های حضرت آیت الله بهجت 
در محضر آیت الله بهجت 







 

 

نظرات 

 
+1 # mohsen ۱۷ فروردين ۱۳۹۱ ساعت ۱۱:۲۲
مفید و جالب بود
ممنون :-)
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
+2 # مینا ۰۵ اسفند ۱۳۹۱ ساعت ۱۹:۴۹
خدایش بیامرزد و شفاعت خواه ما در روز قیامت باشند انشالا . بسیار جالب بود
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
+2 # صبا ۰۹ فروردين ۱۳۹۲ ساعت ۲۰:۱۱
خيلي دلم كرفت...من خيلي عقبم!
اني كنت من ظالمين...
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
+1 # العبد ۰۶ شهریور ۱۳۹۲ ساعت ۱۵:۱۶
متاسفم برا خودم وقتی آقای بهجت (ره)به لقاءالله پیوست شناختمشون خیلی حیف شد.خخخخخوبا دارن میرن کجایه کاریم؟
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 
 
0 # طاها ۲۰ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۲:۵۱
:eek:
پاسخ | پاسخ به همراه نقل قول | نقل قول
 

افزودن نظر


جوملا فارسی توسعه و پشتیبانی توسط شرکت نوید ایرانیان

جستجو:

آگهی ها

آگهی

اوقات شرعی



آمار بازدیدکنندگان

17امروزmod_vvisit_counter
787دیروزmod_vvisit_counter
3236این هفتهmod_vvisit_counter
5399هفته گذشتهmod_vvisit_counter
17643این ماهmod_vvisit_counter
28130ماه گذشتهmod_vvisit_counter
493910کل بازدیدهاmod_vvisit_counter

بازدیدکنندگان: 5 مهمان, 6 ربوت حاضر
امروز: 04 ارديبهشت 1393